مهرطلبی و وابستگی؛ وقتی دوست داشته شدن به یک نیاز تبدیل می‌شود

مهرطلبی و وابستگی
1 مهر 1405
بدون دیدگاه
فهرست محتوا

مهرطلبی و وابستگی از الگوهایی هستند که میتوانند بر کیفیت روابط عاطفی و احساس ارزشمندی ما تاثیر بگذارند . گاهی این الگوها آنقدر آرام وارد روابط ما میشوند که مدت ها متوجه حضورشان نمیشویم . گاهی آدم‌ها برای حفظ یک رابطه بیش از آنچه باید کوتاه می‌آیند. چیزی نمی‌گویند تا دیگری ناراحت نشود، «نه» را قورت می‌دهند، خواسته‌های خودشان را عقب می‌اندازند و مدام تلاش می‌کنند آدم خوبی باشند.

 

از بیرون شاید همه‌چیز شبیه مهربانی و فداکاری به نظر برسد؛ اما در درون فرد ممکن است داستان دیگری جریان داشته باشد:

 

«اگر ناراحتش کنم، شاید دیگر دوستم نداشته باشد.»

 

«اگر مخالفت کنم، شاید ترکم کند.»

 

«اگر همیشه خوب نباشم، شاید دیگر برایش ارزشمند نباشم.»

 

اینجاست که مرز میان محبت و مهرطلبی کم‌کم محو می‌شود.

 

مهرطلبی فقط مهربان بودن نیست. گاهی الگویی است که در آن ارزشمندی ما بیش از اندازه به تأیید، رضایت و محبت دیگران وابسته می‌شود.

 

وقتی این الگو وارد روابط عاطفی می‌شود، ممکن است زمینه را برای وابستگی عاطفی، ترس از طرد، اضطراب رابطه‌ای و نادیده گرفتن نیازهای شخصی فراهم کند.

 

اما چرا بعضی از ما تا این اندازه به تأیید دیگران نیاز پیدا می‌کنیم؟ چرا «نه» گفتن برایمان سخت می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توانیم بدون تبدیل شدن به انسانی سرد یا خودخواه، از مهرطلبی فاصله بگیریم؟

 

مهرطلبی و وابستگی چیست؟

 

مهرطلبی یا People Pleasing اصطلاحی است که برای توصیف الگویی از رفتارها به کار می‌رود که در آن فرد به شکل افراطی تلاش می‌کند رضایت دیگران را به دست آورد یا از ناراحت شدن، مخالفت کردن یا طرد شدن توسط آنها جلوگیری کند.

 

فرد مهرطلب ممکن است بسیار مهربان، همراه و فداکار به نظر برسد؛ اما تفاوت مهمی میان مهربانی سالم و مهرطلبی وجود دارد.

 

در مهربانی سالم، من به تو کمک می‌کنم چون انتخاب کرده‌ام.

 

اما در مهرطلبی ممکن است به تو کمک کنم چون از پیامد «نه گفتن» می‌ترسم.

 

در مهربانی سالم می‌توانم گاهی خواسته تو را بر خواسته خودم مقدم بدانم، اما همچنان می‌دانم چه می‌خواهم و کجا باید مرز بگذارم.

 

در مهرطلبی ممکن است آن‌قدر به نیازهای دیگران توجه کنم که به مرور حتی تشخیص نیازهای خودم نیز برایم دشوار شود.

 

بنابراین مشکل خودِ محبت نیست.

 

مسئله از جایی آغاز می‌شود که برای دریافت یا حفظ محبت دیگری، احساس کنیم باید بخشی از خودمان را پنهان، سرکوب یا قربانی کنیم.

 

نشانه‌های مهرطلبی چیست؟

 

مهرطلبی در افراد مختلف شکل‌های متفاوتی دارد و وجود یکی از این رفتارها الزاماً به معنای مهرطلب بودن فرد نیست. اما وقتی مجموعه‌ای از این رفتارها به شکل مداوم تکرار می‌شود، ارزش بررسی بیشتری دارد.

 

ممکن است:

 

– «نه» گفتن برایتان دشوار باشد، حتی وقتی واقعاً نمی‌خواهید کاری را انجام دهید.

– ناراحت شدن دیگران به‌سرعت در شما احساس گناه ایجاد کند.

– بیش از حد به این فکر کنید که دیگران درباره شما چه تصوری دارند.

– برای جلوگیری از بحث، خواسته واقعی خود را بیان نکنید.

– مرتب بابت چیزهایی عذرخواهی کنید که واقعاً تقصیر شما نیست.

– برای حفظ رابطه از مرزهای شخصی خود عبور کنید.

– بعد از مخالفت با کسی، بارها مکالمه را در ذهنتان مرور کنید.

– با شنیدن انتقاد، سریعاً احساس کنید ارزش شما زیر سؤال رفته است.

– نیازهای دیگران را سریع تشخیص دهید اما گاهی ندانید خودتان دقیقاً چه می‌خواهید.

– از اینکه کسی از شما دلخور باشد اضطراب زیادی تجربه کنید.

– در روابط بیش از اندازه مسئول حل مشکلات دیگران شوید.

– برای جلوگیری از طرد شدن، رفتارهایی را تحمل کنید که واقعاً آزارتان می‌دهد.

 

گاهی فرد مهرطلب پس از مدتی احساس خستگی و حتی خشم می‌کند.

 

ممکن است با خودش بگوید:

 

«من برای همه هستم، اما هیچ‌کس برای من نیست.»

 

این احساس واقعی و دردناک است؛ اما گاهی بخشی از مشکل این است که فرد مدت‌ها نیازهای خودش را بیان نکرده و انتظار داشته دیگران بدون بیان صریح آنها را تشخیص دهند.

 

مهرطلبی از کجا شروع می‌شود؟

 

هیچ علت واحدی برای مهرطلبی وجود ندارد.

 

در مهرطلبی و وابستگی نمی‌توان گفت که هر فرد حتماً کودکی دشواری داشته یا دارای سبک دلبستگی خاصی است.. شخصیت، تجربه‌های زندگی، محیط خانوادگی، روابط گذشته و عوامل مختلف می‌توانند در شکل‌گیری این الگو نقش داشته باشند.

 

با این حال، بعضی تجربه‌ها می‌توانند احتمال شکل‌گیری رفتارهای مهرطلبانه را افزایش دهند.

 

محبت مشروط در کودکی

 

کودکی را تصور کنید که بیشتر زمانی تحسین می‌شود که آرام، مطیع، موفق یا مراقب دیگران باشد.

 

ممکن است به مرور چنین برداشتی در ذهن او شکل بگیرد:

 

«وقتی خوب هستم، دوستم دارند.»

 

یا حتی:

 

«برای دوست‌داشتنی بودن باید دیگران را راضی نگه دارم.»

 

این باور ممکن است سال‌ها بعد نیز در روابط بزرگسالی ادامه پیدا کند.

 

فرد دیگر کودک نیست، اما هنوز ناخودآگاه تلاش می‌کند همان قانون قدیمی را اجرا کند:

 

«خوب باش، مخالفت نکن، دردسر ایجاد نکن تا دوستت داشته باشند.»

 

ترس از تعارض

 

در بعضی خانواده‌ها اختلاف نظر امری طبیعی است.

 

اعضای خانواده ممکن است با یکدیگر مخالفت کنند، ناراحت شوند و بعد دوباره رابطه را ترمیم کنند.

 

اما در برخی محیط‌ها، تعارض با فریاد، قهر طولانی، تهدید، تحقیر یا قطع محبت همراه است.

 

در چنین فضایی کودک ممکن است یاد بگیرد:

 

«اختلاف یعنی خطر.»

 

در بزرگسالی نیز کوچک‌ترین نشانه نارضایتی دیگری می‌تواند اضطراب زیادی ایجاد کند.

 

به همین دلیل فرد ممکن است پیش از آنکه تعارضی شکل بگیرد، خودش را کنار بکشد.

 

مهرطلبی و سبک دلبستگی

 

یکی دیگر از موضوعاتی که می‌تواند در بررسی مهرطلبی اهمیت داشته باشد، سبک دلبستگی است.

 

افرادی که در روابط نزدیک اضطراب بیشتری درباره طرد شدن یا از دست دادن دیگری تجربه می‌کنند، ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به نشانه‌های فاصله گرفتن شریک عاطفی داشته باشند.

 

برای مثال، پاسخ ندادن به یک پیام ممکن است برای یک نفر فقط به معنای «احتمالاً سرش شلوغ است» باشد.

 

اما برای فرد دیگری ممکن است زنجیره‌ای از افکار آغاز شود:

 

«چرا جواب نداد؟»

 

«از من ناراحت شده؟»

 

«کاری کردم؟»

 

«نکند دیگر مرا نمی‌خواهد؟»

 

وقتی ترس از دست دادن رابطه شدید باشد، فرد ممکن است برای بازگرداندن احساس امنیت بیشتر کوتاه بیاید، عذرخواهی کند یا تلاش کند دیگری را راضی نگه دارد.

 

البته این به آن معنا نیست که هر فرد مهرطلبی دارای دلبستگی اضطرابی است یا هر فرد دارای دلبستگی اضطرابی مهرطلب خواهد بود.

 

این مفاهیم می‌توانند با یکدیگر همپوشانی داشته باشند، اما یکسان نیستند. پژوهش ها نیز نشان داده اند که الگوهای دلبستگی در بزرگسالی با نحوه تجربه و تنظیم روابط نزدیک ارتباط دارند .

 

عزت‌نفس و نیاز به تأیید دیگران

 

گاهی نیاز مداوم به تایید دیگران با کمال گرایی نیز همراه میشود ؛ فرد احساس میکند برای پذیرفته شدن باید همیشه خوب ، موفق یا بی نقص باشد . یکی از پرسش‌های مهم این است:

 

«من ارزشمندم چون چه کسی هستم، یا چون دیگران از من راضی‌اند؟»

 

همه انسان‌ها به درجاتی به تأیید اجتماعی اهمیت می‌دهند. دوست داریم مورد احترام، محبت و پذیرش قرار بگیریم.

 

مشکل زمانی آغاز می‌شود که نظر دیگران تبدیل به معیار اصلی ارزشمندی ما شود.

 

در این شرایط یک تعریف می‌تواند ما را بسیار بالا ببرد و یک انتقاد کوچک می‌تواند احساس ارزشمندی ما را به‌شدت پایین بیاورد.

 

فرد ممکن است دائماً محیط اطرافش را بررسی کند:

 

«از من راضی هستند؟»

 

«دوستم دارند؟»

 

«ناراحتشان نکردم؟»

 

«هنوز آدم خوبی هستم؟»

 

به این ترتیب تأیید دیگران شبیه یک آرام‌بخش کوتاه‌مدت عمل می‌کند.

 

برای مدتی حال فرد بهتر می‌شود، اما دوباره به تأیید بعدی نیاز پیدا می‌کند.

 

وابستگی عاطفی چیست؟

 

وابستگی عاطفی زمانی مسئله‌ساز می‌شود که حضور، توجه یا تأیید یک فرد به بخش بسیار مهمی از احساس امنیت و ارزشمندی ما تبدیل شود.

 

طبیعی است که انسان به افرادی که دوستشان دارد دلبسته باشد.

 

ما موجوداتی اجتماعی هستیم و روابط نزدیک یکی از نیازهای مهم انسانی محسوب می‌شوند.

 

بنابراین نباید وابستگی عاطفی ناسالم را با عشق، صمیمیت یا دلبستگی سالم اشتباه گرفت.

 

در یک رابطه سالم می‌توانیم کسی را عمیقاً دوست داشته باشیم و در عین حال هویت، علایق، دوستی‌ها، تصمیم‌ها و مرزهای شخصی خودمان را نیز حفظ کنیم. در الگوی مهرطلبی و وابستگی، این مرزها ممکن است به‌تدریج کمرنگ شوند و فرد برای حفظ رابطه، بخش‌هایی از خواسته‌ها و هویت خودش را نادیده بگیرد.

 

اما در وابستگی ناسالم ممکن است ذهن فرد دائماً درگیر این سؤال‌ها باشد:

 

«اگر ترکم کند چه؟»

 

«چرا جواب پیامم را نداد؟»

 

«نکند دیگر دوستم ندارد؟»

 

«بدون او چه کار خواهم کرد؟»

 

«چه کاری انجام بدهم که از من ناراحت نشود؟»

 

در این شرایط رابطه فقط محل تجربه عشق نیست؛ گاهی تبدیل به منبع اصلی امنیت روانی می‌شود.

 

رابطه مهرطلبی و وابستگی چیست ؟

 

مهرطلبی و وابستگی عاطفی الزاماً همیشه با یکدیگر همراه نیستند، اما می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند.

 

تصور کنید فردی از دست دادن رابطه را بسیار تهدیدکننده تجربه می‌کند.

 

برای جلوگیری از این اتفاق ممکن است بیشتر کوتاه بیاید، کمتر مخالفت کند و خواسته‌های خودش را پنهان کند.

 

طرف مقابل ناراحت می‌شود؛ او سریع عذرخواهی می‌کند.

 

طرف مقابل فاصله می‌گیرد؛ او بیشتر تلاش می‌کند.

 

طرف مقابل پاسخ نمی‌دهد؛ او فوراً دنبال اشتباه خودش می‌گردد.

 

طرف مقابل سرد می‌شود؛ او محبت بیشتری می‌کند.

 

و به مرور یک چرخه شکل می‌گیرد:

 

ترس از طرد ← تلاش برای راضی نگه داشتن دیگری ← نادیده گرفتن خود ← دریافت موقت محبت و اطمینان ← آرامش کوتاه‌مدت ← ترس دوباره از دست دادن محبت

 

این چرخه می‌تواند بارها تکرار شود.

 

مشکل اینجاست که فرد برای حفظ رابطه آرام‌آرام ممکن است ارتباطش را با خودش از دست بدهد.

 

مهرطلبی در رابطه عاطفی

 

در روابط عاطفی مهرطلبی همیشه با رفتارهای بزرگ و آشکار شروع نمی‌شود.

 

گاهی از جمله‌های بسیار ساده آغاز می‌شود:

 

«هرچی تو دوست داری.»

 

«برای من فرقی نداره.»

 

«اشکالی نداره.»

 

«مهم نیست.»

 

اما سؤال اینجاست:

 

واقعاً مهم نیست یا می‌ترسم بگویم برایم مهم است؟

 

فرد مهرطلب ممکن است از بیان خواسته‌های خودش اجتناب کند، رفتارهای آزاردهنده را نادیده بگیرد، دائماً خودش را با خلق‌وخوی شریک عاطفی تنظیم کند و حتی مسئولیت احساسات او را بر عهده بگیرد.

 

اگر طرف مقابل ناراحت باشد، فوراً فکر می‌کند باید کاری انجام دهد.

 

اگر دیگری ساکت باشد،دنبال اشتباه خودش می‌گردد.

 

اگر فاصله بگیرد، تلاش می‌کند فاصله را هرچه سریع‌تر از بین ببرد.

 

در نتیجه آرامش روانی فرد به وضعیت عاطفی دیگری گره می‌خورد.

 

چرا فرد مهرطلب گاهی ناگهان عصبانی می‌شود؟

 

این یکی از بخش‌های کمتر دیده‌شده مهرطلبی است.

 

ممکن است فردی سال‌ها بسیار آرام، فداکار و همراه باشد، اما در مقطعی ناگهان خشم زیادی نشان دهد.

 

چرا؟

 

چون «بله»هایی که در ظاهر با رضایت گفته شده‌اند، همیشه «بله»های واقعی نبوده‌اند.

 

هر بار که فرد خواسته خودش را سرکوب می‌کند، ممکن است مقدار کوچکی از خستگی، دلخوری یا خشم در او باقی بماند.

 

به مرور این احساس‌ها جمع می‌شوند.

 

سپس ممکن است یک اتفاق کوچک باعث انفجار بزرگی شود.

 

گاهی فرد می‌گوید:

 

«بعد از تمام کارهایی که برایت کردم…»

 

اما طرف مقابل حتی نمی‌دانسته بسیاری از آن کارها برخلاف میل واقعی فرد انجام شده‌اند.

 

به همین دلیل یکی از مراحل خروج از مهرطلبی، پذیرفتن مسئولیت انتخاب‌های خودمان است.

 

اگر نمی‌خواهیم کاری را انجام دهیم، باید به‌تدریج یاد بگیریم آن را بیان کنیم.

 

مهرطلبی چه تفاوتی با مهربانی دارد؟

 

رفتار بیرونی ممکن است کاملاً مشابه باشد.

 

فرض کنید دو نفر درخواست یک دوست را قبول می‌کنند.

 

نفر اول در ذهنش می‌گوید:

 

«دوست دارم کمکت کنم و امروز هم وقتش را دارم.»

 

نفر دوم می‌گوید:

 

«واقعاً خسته‌ام، اما اگر قبول نکنم شاید فکر کند آدم بدی هستم.»

 

هر دو «بله» گفته‌اند، اما انگیزه آنها متفاوت است.

 

یک سؤال ساده می‌تواند کمک‌کننده باشد:

 

«اگر مطمئن بودم با نه گفتن همچنان دوست‌داشتنی و پذیرفته‌شده باقی می‌مانم، باز هم این کار را انجام می‌دادم؟»

 

اگر پاسخ مرتباً «نه» باشد، شاید بخشی از محبت ما از ترس تغذیه می‌شود.

 

تفاوت فداکاری با خودفراموشی

 

هر رابطه سالمی گاهی به فداکاری نیاز دارد.

 

ممکن است برای کسی که دوستش داریم برنامه خودمان را تغییر دهیم، از زمانمان بگذریم یا در شرایط دشوار بیشتر از همیشه کنارش باشیم.

 

این رفتارها به‌خودی‌خود ناسالم نیستند.مشکل در مهرطلبی و وابستگی از جایی آغاز می‌شود که فداکاری دیگر یک انتخاب آزادانه نیست و فرد برای حفظ رابطه، خودش و نیازهایش را به‌طور مداوم نادیده می‌گیرد.

 

مسئله زمانی آغاز می‌شود که فداکاری از یک انتخاب آگاهانه به یک وظیفه دائمی برای حفظ رابطه تبدیل شود.

 

فداکاری سالم می‌گوید:

 

«این بار خواسته تو را مقدم می‌دانم.»

 

خودفراموشی می‌گوید:

 

«خواسته من اساساً مهم نیست.»

 

مهرطلبی و مرزهای شخصی

 

مرز شخصی به معنای ساختن دیوار میان خود و دیگران نیست.

 

مرز یعنی بدانیم:

 

چه چیزی برای من قابل قبول است؟

 

چه چیزی قابل قبول نیست؟

 

تا کجا مسئولیت من است؟

 

از کجا مسئولیت دیگری آغاز می‌شود؟

 

فرد مهرطلب ممکن است مرز را با بی‌محبتی اشتباه بگیرد.

 

برای مثال، وقتی می‌خواهد درخواست کسی را رد کند ممکن است احساس کند آدم بدی شده است.

 

در حالی که «نه» گفتن محترمانه می‌تواند بخشی طبیعی از یک رابطه سالم باشد.

 

رابطه‌ای که فقط با «بله»های اجباری دوام بیاورد، امنیت واقعی ندارد.

 

مهرطلبی چه پیامدهایی دارد؟

 

اگر مهرطلبی شدید و مداوم باشد، می‌تواند بر بخش‌های مختلف زندگی اثر بگذارد.

 

فرد ممکن است به مرور دچار خستگی روانی شود، از خواسته‌های خودش فاصله بگیرد، در روابط احساس نادیده گرفته شدن کند یا خشم فروخورده داشته باشد.

 

حتی تصمیم‌گیری می‌تواند دشوار شود.

 

وقتی سال‌ها سؤال اصلی ما این بوده است که:

 

«دیگران چه می‌خواهند؟»

 

ممکن است در برابر سؤال:

 

«خودت چه می‌خواهی؟»

 

واقعاً پاسخی نداشته باشیم.

 

چگونه از مهرطلبی و وابستگی فاصله بگیریم؟

 

تغییر این الگو معمولاً با یک تصمیم ناگهانی اتفاق نمی‌افتد.

 

اگر سال‌ها امنیت خود را از رضایت دیگران گرفته‌ایم، طبیعی است که تغییر رفتار در ابتدا اضطراب ایجاد کند.

 

هدف این نیست که از فردی بسیار ملاحظه‌کار ناگهان به فردی بی‌اعتنا تبدیل شویم.

 

هدف رسیدن به نقطه‌ای میان این دو است:

 

احترام به دیگری، بدون حذف خود.

 

۱. بین درخواست و پاسخ فاصله ایجاد کنید

 

لازم نیست به هر درخواست فوراً پاسخ دهید.

 

به جای «باشه» فوری می‌توانید بگویید:

 

«اجازه بده برنامه‌ام را ببینم.»

 

یا:

 

«فکر می‌کنم و بهت خبر می‌دم.»

 

همین فاصله کوچک فرصتی ایجاد می‌کند تا از خودتان بپرسید:

 

«واقعاً می‌خواهم این کار را انجام دهم؟»

 

۲. انگیزه خود را بررسی کنید

 

قبل از پذیرفتن یک درخواست از خودتان بپرسید:

 

«اگر از ناراحت شدن این فرد نمی‌ترسیدم، باز هم جوابم بله بود؟»

 

این سؤال یکی از بهترین راه‌ها برای تشخیص مهربانی از مهرطلبی است.

 

۳. نه گفتن را از موقعیت‌های کوچک شروع کنید

 

قرار نیست اولین مرزبندی شما درباره مهم‌ترین رابطه زندگی‌تان باشد.

 

از موقعیت‌های کم‌اهمیت شروع کنید.

 

مغز به مرور یاد می‌گیرد:

 

«من نه گفتم و دنیا تمام نشد.»

 

۴. احساس گناه را تحمل کنید

 

این مرحله بسیار مهم است.

 

ممکن است برای اولین بار مرزی بگذارید و بلافاصله احساس بدی پیدا کنید.

 

اما احساس گناه همیشه نشانه انجام کار اشتباه نیست.

 

گاهی فقط نشانه این است که برخلافالگوی قدیمی خود رفتار کرده‌اید.

 

به جای اینکه فوراً مرزتان را پس بگیرید، کمی با این احساس بمانید.

 

۵. مسئولیت احساسات دیگران را به خودشان برگردانید

 

شما مسئول محترمانه رفتار کردن خودتان هستید.

 

اما مسئول این نیستید که هیچ انسانی هیچ‌وقت از شما ناراحت نشود.

 

می‌توانیم کسی را دوست داشته باشیم و در عین حال اجازه بدهیم گاهی از تصمیم ما ناراضی باشد.

 

نارضایتی دیگری همیشه به معنای اشتباه بودن تصمیم ما نیست.

 

۶. نیازهای خودتان را دوباره کشف کنید

 

هر روز از خودتان بپرسید:

 

امروز چه چیزی می‌خواهم؟

 

چه چیزی نمی‌خواهم؟

 

چه چیزی خسته‌ام می‌کند؟

 

از چه چیزی لذت می‌برم؟

 

در کدام رابطه بیشتر خودم هستم؟

 

کجا بیشتر نقش بازی می‌کنم؟

 

این سؤال‌ها ساده به نظر می‌رسند، اما برای فردی که مدت‌ها بر دیگران تمرکز کرده بسیار مهم‌اند.

 

۷. تحمل کنید که همه شما را دوست نداشته باشند

 

شاید یکی از دشوارترین مراحل همین باشد.

 

هیچ رفتاری وجود ندارد که بتواند رضایت تمام آدم‌ها را تضمین کند.

 

اگر تمام تصمیم‌های زندگی را برای جلوگیری از قضاوت دیگران تنظیم کنیم، عملاً اختیار زندگی خودمان را به دست دیگران سپرده‌ایم.

 

بلوغ روانی تا حدی یعنی پذیرفتن این واقعیت که:

 

می‌توانم انسان محترمی باشم و همچنان بعضی آدم‌ها از من خوششان نیاید.

 

۸. هویت خود را فقط روی یک رابطه بنا نکنید

 

اگر تمام امنیت، تفریح، محبت، ارزشمندی و هویت ما در یک نفر خلاصه شود، احتمال ترس از دست دادن او بیشتر می‌شود.

 

دوستی‌ها، علایق شخصی، یادگیری، کار، هنر، فعالیت‌های معنادار و زمانی که با خودمان می‌گذرانیم کمک می‌کنند زندگی ما فقط حول یک رابطه ساخته نشود.

 

یک تمرین ساده برای تشخیص مهرطلبی

 

برای یک هفته هر بار که می‌خواهید برخلاف میل خودتان به کسی «بله» بگویید، قبل از پاسخ سه سؤال بنویسید:

 

۱. من واقعاً چه می‌خواهم؟

 

۲. از چه اتفاقی می‌ترسم اگر نه بگویم؟

 

۳. اگر مطمئن بودم این فرد مرا ترک یا طرد نمی‌کند، چه پاسخی می‌دادم؟

 

بعد پاسخ واقعی خودتان را مشاهده کنید.

 

لازم نیست همان لحظه رفتارتان را تغییر دهید.

 

در مرحله اول فقط الگوی خودتان را ببینید.

 

آگاهی معمولاً اولین قدم تغییر است.

 

عشق سالم چه تفاوتی با وابستگی دارد؟

 

عشق سالم به معنای بی‌نیازی نیست.

 

انسان سالم هم دلتنگ می‌شود، نیاز به محبت دارد، از فاصله گرفتن کسی که دوستش دارد ناراحت می‌شود و از دست دادن رابطه می‌تواند برایش بسیار دردناک باشد.

 

تفاوت در اینجاست:

 

در عشق سالم، من تو را می‌خواهم؛ اما برای نگه داشتنت مجبور نیستم خودم را از دست بدهم.

 

می‌توانم دوستت داشته باشم و مخالفت کنم.

 

می‌توانم به تو نزدیک باشم و مرز داشته باشم.

 

می‌توانم از ناراحتی تو ناراحت شوم، بدون اینکه فوراً خودم را مقصر بدانم.

 

می‌توانم از تو محبت بخواهم، بدون اینکه تمام ارزشمندی خودم را به میزان محبت تو وابسته کنم.

 

و می‌توانم رابطه را بخش مهمی از زندگی بدانم، بدون اینکه تمام هویت من به آن تبدیل شود.

 

چه زمانی بهتر است از روان‌درمانگر کمک بگیریم؟

 

اگر مهرطلبی و وابستگی، ترس از طرد یا تنهایی باعث شده مرتباً وارد روابط آسیب‌زا شوید، نتوانید مرزهای خود را حفظ کنید یا هنگام فاصله گرفتن دیگران اضطراب شدیدی تجربه کنید، کمک گرفتن از روان‌درمانگر می‌تواند مفید باشد. یا بارها نیازهای اساسی خودتان را برای حفظ رابطه نادیده بگیرید، گفت‌وگو با روان‌شناس یا روان‌درمانگر می‌تواند مفید باشد.

 

در روان‌درمانی می‌توان الگوهای رابطه‌ای، باورهای مربوط به ارزشمندی، تجربه‌های گذشته، ترس از طرد، سبک‌های دلبستگی و مهارت‌هایی مانند مرزبندی و جرئت‌مندی را بررسی کرد.

 

هدف درمان این نیست که دیگر به هیچ‌کس نیاز نداشته باشیم.

 

استقلال عاطفی به معنای بی‌نیازی از انسان‌ها نیست.

 

هدف این است که بتوانیم رابطه را تجربه کنیم، بدون اینکه برای حفظ آن مجبور شویم خودمان را حذف کنیم.

 

جمع‌بندی

 

مهرطلبی ممکن است از بیرون شبیه محبت فراوان باشد، اما گاهی پشت آن یک سؤال عمیق پنهان است:

 

«اگر خود واقعی‌ام باشم، آیا باز هم دوستم خواهند داشت؟»

 

شاید سال‌ها تلاش کرده باشیم پاسخ این سؤال را از دیگران بگیریم.

 

با بیشتر محبت کردن.

 

بیشتر کوتاه آمدن.

 

کمتر مخالفت کردن.

 

و بیشتر شبیه چیزی شدن که تصور می‌کنیم دیگران از ما انتظار دارند.

 

اما بخشی از رشد عاطفی زمانی آغاز می‌شود که سؤال دیگری از خودمان بپرسیم:

 

«برای اینکه دیگری مرا دوست داشته باشد، تا کجا حاضرم خودم را کنار بگذارم؟»

 

رهایی از مهرطلبی به معنای خودخواه شدن یا بی‌اعتنایی به دیگران نیست.

 

یعنی یاد بگیریم همان اندازه که برای احساسات، نیازها و مرزهای دیگران جا باز می‌کنیم، برای خودمان نیز جا داشته باشیم.

 

شاید یکی از زیباترین شکل‌های رابطه سالم همین باشد:

 

من می‌توانم دوستت داشته باشم، بدون اینکه برای دوست داشته شدن از خودم دست بکشم.

 

سؤالات متداول درباره مهرطلبی و وابستگی

 

آیا مهرطلبی یک اختلال روانی است؟

 

مهرطلبی به‌خودی‌خود یک تشخیص مستقل روان‌پزشکی محسوب نمی‌شود. این اصطلاح بیشتر برای توصیف مجموعه‌ای از رفتارها و باورها استفاده می‌شود که در آن رضایت و تأیید دیگران اهمیت بیش از اندازه‌ای پیدا می‌کند.

 

آیا هر فرد مهربانی مهرطلب است؟

 

خیر. تفاوت اصلی در میزان اختیار، مرزبندی و انگیزه رفتار است. فرد می‌تواند بسیار مهربان و فداکار باشد و در عین حال در مواقع لازم بدون ترس شدید «نه» بگوید.

 

آیا مهرطلبی با وابستگی عاطفی ارتباط دارد؟

 

در برخی افراد بله. ترس از طرد یا از دست دادن رابطه می‌تواند رفتارهای مهرطلبانه را تقویت کند. با این حال این دو مفهوم یکسان نیستند و وجود یکی الزاماً به معنای وجود دیگری نیست.

 

آیا مهرطلبی فقط در روابط عاطفی اتفاق می‌افتد؟

 

خیر. مهرطلبی می‌تواند در خانواده، دوستی، محیط کار و حتی روابط اجتماعی روزمره دیده شود. برای مثال فرد ممکن است در محیط کار مسئولیت‌های بیش از حد بپذیرد، زیرا از ناراحت کردن همکار یا مدیر خود می‌ترسد.

 

آیا نه گفتن باعث خودخواه شدن می‌شود؟

 

نه گفتن به‌خودی‌خود نشانه خودخواهی نیست. مرزبندی سالم یعنی بتوانیم هم نیازهای دیگران و هم محدودیت‌ها و نیازهای خودمان را در نظر بگیریم. در مهرطلبی و وابستگی، نه گفتن ممکن است با احساس گناه یا ترس از ناراحت کردن دیگری همراه باشد؛ اما مرزبندی سالم یعنی بتوانیم هم نیازهای دیگران و هم محدودیت‌ها و نیازهای خودمان را در نظر بگیریم.

 

آیا می‌توان مهرطلبی را تغییر داد؟

 

بله. شناخت الگوهای رفتاری، تمرین جرئت‌مندی و مرزبندی، توجه به نیازهای شخصی، افزایش تحمل نسبت به نارضایتی دیگران و در صورت نیاز روان‌درمانی می‌تواند به تغییر تدریجی این الگو کمک کند.

 

اولین قدم برای کاهش مهرطلبی چیست؟

 

یکی از بهترین نقاط شروع، ایجاد مکث قبل از پاسخ دادن است. به جای «بله» گفتن خودکار، کمی زمان بخرید و از خودتان بپرسید: «من واقعاً چه می‌خواهم و اگر از ناراحت شدن طرف مقابل نمی‌ترسیدم، چه پاسخی می‌دادم؟»

منابع

 

  1. Fraley, R. C. (2019). Attachment in adulthood: Recent developments, emerging debates, and future directions. Annual Review of Psychology, 70, 401–422.

 

  1. Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2012). An attachment perspective on psychopathology. World Psychiatry, 11(1), 11–15.

 

  1. Daniel, S. I. F. (2006). Adult attachment patterns and individual psychotherapy: A review. Clinical Psychology Review, 26(8), 968–984.

 

  1. Overall, N. C. (2019). Attachment insecurity and power regulation in intimate relationships. Current Opinion in Psychology, 25, 53–58.

 

  1. Gillath, O., Karantzas, G. C., & Lee, J. (2019). Attachment and social networks. Current Opinion in Psychology, 25, 21–25.

 

  1. Omura, M., Maguire, J., Levett-Jones, T., & Stone, T. E. (2017). The effectiveness of assertiveness communication training programs for healthcare professionals and students: A systematic review. International Journal of Nursing Studies, 76, 120–128.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات پیشنهادی

ورود یا ثبت‌نام با شماره موبایل

+98

کد ارسال شده به را وارد کنید